
Takunabi
たくなび
هاگیوارا تاکو و ماکی تریویا پس از بیست و یک سال که نیازی به نگرانی درباره آینده شغلی خود نداشتند، اکنون وارد دنیای کار میشوند. تاکو که تصور میکرد همه چیز با دوستدختر دوران دبیرستانش، آکانه، به خوبی پیش خواهد رفت، متوجه میشود که او از بیهدفی تاکو و تمایلش به واگذار کردن سرنوشت به شانس خسته شده است. ماکی که زمانی هنرمندی در صنعت سرگرمی بود، اکنون پس از افول دوران نمایشیاش تلاش میکند تا به حوزه مالی مهاجرت کند و همواره تحت فشار آژانس خود است و سعی میکند از دیدگان عمومی دور بماند. تاکو و ماکی پس از آشنایی در دوران فیلمسازی ماکی دوباره ارتباط برقرار کردهاند و اکنون برای غلبه بر چالشهای جستجوی شغل با هم همکاری میکنند.