
Utakata no Mujina
泡沫のムジナ
کنتارو هیموتو در سال دوم راهنمایی پس از آنکه والدینش متوجه تمایل او به مردان شدند، برای زندگی نزد مادربزرگش به روستای دورافتاده موشیناشیچی فرستاده شد. این روستا سنتی عجیب دارد: هر سال در جشنواره تابستانی، کودکان ۱۵ ساله گرد هم آورده میشوند تا تعیین شود که آیا در روستا باقی خواهند ماند یا خیر. هیموتو ملزم به شرکت در این آیین است. روستا به عنوان مکانی مرموز توصیف میشود که دارای رسوم غیرقابل اجتنابی است و پسران را در برابر سنتهایش بیدفاع و در معرض خطر قرار میدهد.