
Vanilla Fiction
VANILLA FICTION
نویسندهای که به خاطر خلق داستانهایی با پایانهای غمانگیز شناخته میشود، به دلیل درخواستهای طرفداران در نوشتن کتابی با پایانی مثبت دچار مشکل است. پس از جلسهای با ویراستارش و تأخیری ناشی از یک درخواست طرفدار، او با دختری که روی لبه پنجره یک ساختمان متروکه نشسته است، مواجه میشود. او کولهپشتیای به شکل بالهای فرشته به دوش دارد. نویسنده وارد ساختمان شده و در مقابل دختر، که بعداً اری ماکینو نامگذاری میشود، درگیری خشونتآمیزی را مشاهده میکند. از این نقطه، رویدادهای زندگی او به سمتی عجیب میرود که با لحن تاریک رمانهایش همخوانی دارد. او اکنون مأموریت دارد از اری در برابر کسانی که قصد آسیب رساندن به او را دارند، محافظت کند. او درگیر بازیای شبیه به مار و پله میشود که تنها راه پیروزی در آن، خوردن کوکیها با اری در مکانی خاص است. عدم انجام این کار منجر به پایان جهان خواهد شد.