
Wasuremono
忘れもの
ماساتسوگو، معلم خوشنویسی، مدتهاست که احساساتی نسبت به دانشآموزش سومیا در دل پرورش داده است. با شدت گرفتن این احساسات، او شروع به اجتناب از تماس چشمی با او کرد. سومیا ناراحتی او را متوجه شد و با او روبرو شد که منجر به برقراری رابطه فیزیکی میان آن دو گردید. پس از آن، سومیا دیگر به دنبال ملاقات با ماساتسوگو نمیرفت. اما روزی ماساتسوگو به خانه بازگشت و سومیا را را به طور غیرمنتظرهای در آستانه درِ خانهاش یافت که منتظرش بود.