

Witch Guild Fantasia
ウィッチギルド ファンタジア
مونیکا نخستین اجرای اعدام جادوگر را تجربه میکند که واکنشی غیرمنتظره در درونش برمیانگیزد. او بدون آنکه دلیل یا روش آن را بداند، موفق میشود جادوگر را نجات دهد و از شهر فرار کند، زندگی پیشین خود را رها میسازد. همراه با جادوگر نجاتیافته، گالریا، مونیکا به گیلد جادوگران میرسد. در اینجا، هر دو مونیکا و گالریا سفر مشترک خود را آغاز میکنند.

