

Hadashi no Tenshi
Barefoot Angel·はだしの天使
یک کفاش در انگلستان معاصر با مرد جوانی به نام Benny آشنا میشود که بیخانمان به نظر میرسد و ادعا میکند زمانی فرشته بوده است. در یک روز سرد زمستانی، کفاش که تحت تأثیر وضعیت Benny قرار گرفته، به او پناه میدهد. با گسترش رابطهشان، کفاش تمایل دارد جفت کفنی برای Benny بسازد که با جدیت در حال درک زندگی انسانهاست. Benny در طول فرآیند کفاشی که چندین ماه طول میکشد، نزد کفاش میماند. داستان به این موضوع میپردازد که آیا این arrangement زندگی پس از اتمام کفشها ادامه خواهد یافت یا خیر.






