

Yakimochi wa Kitsuneiro
Fox-Colored Jealousy·ヤキモチはきつね色
آکیها کونو در حالی که به سمت اولین روز مدرسهاش در توکیو سفر میکند، با یک برخورد ناخوشایند در قطار مواجه میشود. فرد غریبهای به او دستاندازی نامناسبی میکند، اما یک دانشجوی دانشگاه مهربان مداخله میکند. آکیها که هم سپاسگزار است و هم شرمنده، به صورت تکانشی فرد غریبه را در آغوش میگیرد و مرد به گوشهای شبیه روباه اشاره میکند که هنگام برانگیختگی آکیها ظاهر میشوند و آنها را بامزه مینامد. آکیها فرض میکند که دیگر همدیگر را نخواهند دید.



