
Kinpatsu no Sougen
金髪の草原
آیومو، مردی مسن که به دلیل بیماری شدید قلبی بیشتر عمرش را در خانه سپری کرده بود، با این باور بیدار میشود که به دهه بیست زندگیاش بازگشته است. با وجود اینکه واقعیت فیزیکی او تغییر نکرده، او این ادراک جدید را میپذیرد و شادی و هدف تازهای در زندگی مییابد. او با ناریسو، یک کارگر مراقبت در خانه ۱۸ ساله که شباهتی به زنی دارد که زمانی دوست داشته، روبرو میشود و او را با آن زن اشتباه میگیرد. از سوی دیگر، ناریسو با مشکلات شخصی و احساسات بیاننشده خود دستوپنج نرم میکند. این دو در محدودیتهای خانه آیومو با یکدیگر تعامل دارند، جایی که خوشبختی خیالی او و واقعیت نامطمئن او به تدریج با هم تلاقی مییابند. با آغاز فروپاشی فانتزی آیومو، او شروع به پرسش میکند که آیا زندگی فعلیاش واقعی است یا رویا.