
Maigo no Kare to Kuma no Onegai
迷子の彼とクマのお願い
یک شب، رونِت، پیک موتوری تنها که به دلیل جنگ بیخانمان شده بود، از دست حمله یک مجرم محلی، مرد جوانی به نام بِیر را نجات داد. بِیر که گویی از دنیای بیرون بیخبر است، اشاره کرد که در مسیر خانه سابق رونِت است که اکنون جنگلی نفرینشده شده است. او از رونِت خواست تا راهنمای او باشد، اما رونِت این پیشنهاد را رد کرد. در پاسخ، بِیر ناگهان و درست در مقابل چشمهای رونِت به یک عروسک پولیشی تبدیل شد.