
Bittersweet
Bitter Sweet·ビタースウィート
سانا از کودکی به خاطر قدش مورد تمسخر قرار گرفته بود، هرچند که بیشتر افراد دیگر دربارهاش صحبت نمیکنند. کوهی، که مشتری دائمی کافه اوست، استثناست و دقیقاً میداند چگونه او را تحریک کند. سانا یاد گرفته است که از خود دفاع کند و با تندی و هوشمندی پاسخ دهد. با وجود این شوخیها، کوهی به گونهای رفتار میکند که سانا احساس آرامش کند و بتواند خود واقعیاش را نشان دهد. در یک داستان کوتاه جداگانه، کارین تصمیم میگیرد با رویارویی با ترسش از طرد شدن، به نخستین عشقش، تورو، که قبلاً پرستار کودک او بوده و اکنون وکیل است، نزدیک شود. با اینکه کارین برای ناامیلی آماده شده بود، اما پاسخ تورو که ناشی از یک سوءتفاهم دهساله در زمانبندی بود، او را غافلگیر کرد.