

BLOOD+
استودیوها
عوامل
شخصیتها
کجا تماشایش کنیم
برچسبها
آثار مرتبط

قسمتها (12/50)
1EP 1دانشآموز فراموشکار سایا اوتوناشی پس از نجات توسط یک نوازنده ویلنسل مرموز، با یک خونآشام و هیولای خفاشنما روبرو میشود.
۱۶ مهر ۱۳۸۴سایا اوتوناشی، دانشآموز دبیرستانی که هیچ خاطرهای پیش از یک سال پیش ندارد، برای حفظ سلامت خود به تزریق خون منظم نیاز دارد. پس از شنیدن نواختن ویلنسل که خاطرهای محو را برمیانگیزد، او در شب به مدرسه بازمیگردد تا کفشهای فراموششدهاش را بردارد. مردی با خنجر به سمت او پیش میآید و باعث میشود او به آغوش معلمش آقای اینامینه فرار کند که پس از آن توسط یک هیولا کشته میشود. سایا خود را در یک کلاس درس قفل میکند، اما هیولا از دیوار عبور میکند. نوازنده ویلنسل دوباره ظاهر میشود، هیولا را شکست میدهد و سایا را به مکانی امن میبرد. او فاش میکند که هیولا یک خفاشنما است و با بوسیدن سایا، او را مجبور میکند خون او را بنوشد و به او دستور میدهد که اکنون باید بجنگد. برادرش کای پس از اینکه دوستش کائوری کفشها را میرساند، میرسد و او نیز در جریان این حادثه با هیولا مواجه میشود.
2EP 2سایا با شمشیری آغشته به خون یک کایروپتران را میکشد و از آن رویداد حافظه خود را از دست میدهد.
۲۳ مهر ۱۳۸۴سایا با استفاده از شمشیری که یک نوازنده ویلنسل به او داده است، کایروپترانی که کای را تهدید میکند میکشد و پس از دیدن انعکاس خونآلود خود در شمشیر، بیهوش میشود. دیوید و جورج هر دو را به مکانی امن میبرند در حالی که سربازان آمریکایی میرسند. پس از بیدار شدن در بیمارستان، سایا هیچ خاطرهای از این حادثه ندارد. دیوید جورج را به خاطر وابستگیاش به سایا سرزنش میکند. سایا دچار فلشبک میشود، با پدرش روبرو میشود و پس از شنیدن مکالمهشان، فرار میکند. در ساحل، او دوباره با نوازنده ویلنسل ملاقات میکند و درباره هویت خود از او میپرسد. او قول میدهد که توضیح دهد، اما کای میرسد و مرد را مجبور میکند قبل از اینکه بتواند پاسخ دهد، برود.
3EP 3مواجهه جورج با مهلت زمانی برای بازگرداندن سایا به سپر سرخ در میان فاش شدن حقیقتی تلخ
۳۰ مهر ۱۳۸۴دیوید مهلتی سختگیرانه برای بازگرداندن سایا به سپر سرخ تعیین میکند. جورج سایا را به قبر خانوادهاش میبرد تا وقایع یک سال پیش را توضیح دهد. پس از بازگشت، آنها توسط خفاشنمایی به نام Forest که زمانی انسان بود، مورد حمله قرار میگیرند. در جریان رویارویی، جورج مجروحان کشندهای برمیدارد. این برخورد جورج را به شدت زخمی میکند در حالی که سایا در جریان این رویداد تراژیک که منجر به تبدیل آن انسان به هیولا شد، حضور دارد.
4EP 4بستری شدن جورج در بیمارستان در حالی که کای با اسلحه پدرش به دنبال انتقام است و حاجی خود را به سایا معرفی میکند.
۷ آبان ۱۳۸۴جورج پس از آسیبهای شدید ناشی از حمله یک چیرپترن همچنان در بیمارستان بستری است. کای که از شدت تمایل به انتقام برانگیخته شده، با استفاده از اسلحه دستی پدرش برای شکار موجودی که مسئول این حمله است، حرکت میکند. در همین حال، نوازنده ویولن سل بار دیگر با سایا روبهرو میشود و بالاخره نام خود را فاش کرده و خود را حاجی معرفی میکند. این توالی از رویدادها خطر فزایندهای را که گروه را تهدید میکند برجسته میسازد؛ جایی که جورج از کار افتاده و کای اقدامی مستقل برای رویارویی با تهدید انجام میدهد. بازگشت نوازنده لایه جدیدی از رازآلودگی را به همراه دارد، زیرا او رسماً خود را به سایا معرفی میکند و این امر ممکن است پویایی درون گروه را در حالی که آنها از این بحرانهای فوری عبور میکنند، تغییر دهد.
5EP 5جورج محرمانه به یک تأسیسات پنهان در یانبورو تحت اختیار آمریکا منتقل میشود
۱۴ آبان ۱۳۸۴جورج به یک تأسیسات مخفی در یانبورو، بهطور مشخص در ناگو در اوکیناوا شمالی، منتقل میشود. این جابجایی تحت اختیار و کنترل مستقیم نیروهای آمریکایی مستقر در آن منطقه انجام میگیرد. عملیات از دید عموم پنهان نگه داشته میشود که بر ماهیت مخفیانه این انتقال تأکید دارد. این تأسیسات یک سایت محدود است که توسط قدرت نظامی اشغالگر اداره میشود و نشاندهنده تغییر قابل توجهی در شرایط جورج است، زیرا او به این مکان خاص در شمال جزیره منتقل میشود.
6EP 6دیوید، سایا و حاجی برای نجات جورج در مرکز یانبورو نفوذ میکنند، در حالی که بمباران آمریکا نزدیک است.
۲۱ آبان ۱۳۸۴دیوید، سایا و حاجی برای نجات جورج به مرکز یانبورو نفوذ میکنند، در حالی که فرمانده نیروهای ایالات متحده در اوکیناوا بمباران جراحی برای نابودی مدارک را مجاز میداند. این سه نفر با حمله ناگهانی کایروپتران مواجه میشوند، اما جورج برای کمک به مبارزه با هیولا ظاهر میشود. کای با خبر از بمباران قریبالوقوع میرسد. پس از اینکه جورج توسط یک کایروپتران مجروح میشود، شروع به تبدیل شدن به یکی از آنها میکند. سایا خون خود را با او مخلوط میکند تا او به جای تبدیل شدن به هیولا، به عنوان یک انسان بمیرد.
7EP 7سایا از حاجی درباره گذشتهاش میپرسد در حالی که سوگ پدرش را تحمل میکند
۲۸ آبان ۱۳۸۴سایا و برادرانش همچنان به شدت تحت تأثیر مرگ اخیر پدرشان هستند. سایا برای یافتن پاسخها به سراغ حاجی میرود تا درباره گذشتهاش بپرسد. حاجی پاسخ میدهد که در حال حاضر قادر به ارائه این اطلاعات نیست. او توضیح میدهد که او هنوز در موقعیتی نیست که حقیقت مربوط به تاریخچهاش را به طور کامل بپذیرد و درک کند. روایت بر پیامدهای عاطفی فوری از دست دادن و تردید بعدی در افشای جزئیات پنهان تا زمانی که شخصیتها آماده پذیرش واقعیت باشند، تمرکز دارد.
8EP 8سایا به یک مدرسه شبانهروزی ویتنامی نفوذ میکند و با فانتوم مرموز روبرو میشود
۵ آذر ۱۳۸۴سایا مأموریتی دریافت میکند تا به یک مدرسه شبانهروزی ویتنامی نفوذ کند، در حالی که Haji به عنوان باغبان زیر پوشش عمل میکند. در طول مأموریت خود، سایا با فانتوم آشنا میشود که سپس به او حمله میکند. او نتیجه میگیرد که او یک کایروپتران است، اما اشاره میکند که او به شکلی متفاوت از دیگران است. این رویارویی ماهیت منحصر به فرد این فرد خاص را در مقایسه با سایر کایروپترانهایی که پیشتر با آنها مواجه شده است، برجسته میکند.
9EP 9جستجوی کای و ریکو برای سایا در هانوی پس از ترک شدن توسط دیوید
۱۲ آذر ۱۳۸۴پس از رفتن دیوید، کای و ریکو در هانوی میمانند و به جستجوی سایا ادامه میدهند. در طول جستجو، ریکو با دوست جدیدی به نام موی آشنا میشود. با این حال، تلاشهای آنها زمانی مختل میشود که ریکو و موی همراه با کای دستگیر میشوند و آنها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد در حالی که همچنان به جستجوی همسفر گمشده خود ادامه میدهند.
10EP 10Saya به باغ ممنوعه میرود، گلهای رز آبی را کشف میکند و در حمله Phantom با گذشتهاش روبرو میشود.
۱۹ آذر ۱۳۸۴Saya وارد باغ ممنوعه میشود و با گلهای رز آبی و یک محفظه مرموز مواجه میگردد. او سپس عکسهایی از جنگ ویتنام را مشاهده میکند که خاطرات زندهای از تاریخچه او را برمیانگیزد. با آغاز حمله مجدد Phantom، Saya مستقیماً با این خاطرات روبرو میشود. از طریق این رویارویی شدید، او در نهایت با گذشتهاش آشتی میکند. این اپیزود بر سفر عاطفی او متمرکز است در حالی که در حین حمله، تاریخچه خود را میپذیرد و این لحظهای مهم از حل و فصل شخصی در میان درگیری مستمر با Phantom محسوب میشود.
11EP 11دیوید و جولیا به دنبال ظرفی مرموز در مهمانی مدرسه هستند در حالی که سایا با کارل مواجه میشود.
۲۶ آذر ۱۳۸۴در جریان مهمانی سالانه مدرسه شبانهروزی، دیوید و جولیا از این رویداد برای بررسی یک ظرف مرموز مرتبط با حوادث ویتنام سی سال پیش استفاده میکنند. همزمان، سایا با یک غریبه جذاب رقص میکند. این تعامل زمانی قطع میشود که کارل، که به عنوان فانتوم شناسایی میشود، به آنها حمله میکند. دیوید در نهایت کشف میکند که ظرف حاوی دیوا است. در نتیجه، گروه برای به دست آوردن ظرف به تعقیب آن میپردازند. روایت بر همگرایی این رویدادهای جداگانه در طول گردهمایی اجتماعی تمرکز دارد و جستجو برای شیء و درگیری بعدی آغاز شده توسط کارل را برجسته میکند.
12EP 12سپر سرخ یک محموله را تا یک مزرعه تحقیقاتی مخفی در جنگل ویتنام ردیابی میکند
۳ دی ۱۳۸۴سپر سرخ یک محموله را تا یک تأسیسات تحقیقاتی پنهان در میان جنگلهای انبوه ویتنام دنبال میکند. با رسیدن به این سایت مخفی، گروه با یک حمله فوری و خطرناک از سوی یک موجود خفاشسان مواجه میشود. این رویارویی نشاندهنده تشدید قابل توجهی در مأموریت آنهاست، در حالی که آنها در محیط خصمانه مزرعه حرکت میکنند و با تهدید ناگهانی ناشی از هیولای بالدار دست و پنجه نرم میکنند.
عنوانهای مشابه
پرسشهای پرتکرار
- BLOOD+ چند قسمت دارد؟
- BLOOD+ دارای 50 قسمت است.
- BLOOD+ چه سالی منتشر شد؟
- BLOOD+ در سال 2005 منتشر شد.
- کدام استودیو BLOOD+ را ساخته است؟
- BLOOD+ ساخته استودیو Production I.G است.
- کارگردان BLOOD+ کیست؟
- کارگردان BLOOD+، Junichi Fujisaku است.
- آیا BLOOD+ تمام شده است؟
- وضعیت فعلی BLOOD+: پایانیافته.









