
Juuroku sai no akumu
十六歳の悪夢
امی با نزدیک شدن به تولد شانزده سالگیاش با مواجهههای ناخوشایندی روبرو میشود و روح زنی بیسر و گربه سیاهش را میبیند. سونومی و کیوکو در حالی که از یک چاه بازسازیشده استفاده میکنند، شاهد دستهای عجیبی هستند که طناب سطل را در دست گرفتهاند. یومیکو که زمانی ساکت بود، پس از ملاقات با دختری روحانی در نزدیکی خانهاش، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکند. ساکیکو با رابطهای دشوار با مادرش دستوپنجه نرم میکند که بیرحمیهایی از خود نشان داده است، از جمله تلاش برای مسموم کردن یک دوست و مقصر جلوه دادن ساکیکو. مادرش پس از یک بحث داغ با پدر ساکیکو ناپدید میشود.