
Mahiru no Polvorón
真昼のポルボロン
دختر نهسالهای به نام Rutsubo به خاطر ترک شدن توسط پدرش در روزهای نخست تولدش، کینهای در دل دارد و از بخشش او خودداری میکند. وقتی سرپرستانش برای سفری دو ماهه میروند، او برای نخستین بار مجبور میشود نزد پدرش بماند. اگرچه او پذیرفته است که زیر سقف او زندگی کند، اما تصمیم میگیرد با پدرش ارتباطی برقرار نکند. روایت داستان، رابطه میان این کودک آرام و از خودبیخبر با پدرش را که آرزوی بازسازی پیوند میان آنها را دارد، بررسی میکند.
