

Hagane no Renkinjutsushi
▶ تریلر
استودیوها
عوامل
شخصیتها
کجا تماشایش کنیم
برچسبها
قسمتها (51)
1 / 3
1EP 1برادران الریک پس از شکست در انتقال انسانی گذشته، با پدر کورنلو در لیور روبرو میشوند.
۱۲ مهر ۱۳۸۲ادوارد و آلفونس الریک تلاش ناموفق خود برای زنده کردن مادرشان را به یاد میآورند که منجر به از دست رفتن بدن آلفونس و اندامهای ادوارد شد. در زمان حال، آنها به لیور میرسند و از معجزات پدر کورنلو آگاه میشوند. برادران با شک به استفاده او از سنگ جادوگران برای دور زدن قانون تبادل معادل، به تحقیق میپردازند. کورنلو به کری دستور میدهد تا آنها را از بین ببرد و روز پس از دیدن آلفونس در وحشت فرار میکند. کورنلو با یک کیمرا و یک پرنده غولپیکر حمله میکند. ادوارد با استفاده از اندامهای اتومیل خود از خود دفاع میکند و ماهیت مکانیکی خود را آشکار میسازد. کورنلو ادوارد را به عنوان الفکل آلمست شناسایی میکند و درمییابد که برادران گناه نهایی انتقال انسانی را مرتکب شدهاند.
2EP 2Elrics درباره خطرات احیا به Rosé هشدار میدهند در حالی که Cornello در Lior نقشه میکشد
۱۹ مهر ۱۳۸۲Elrics تلاش ناموفق خود برای زنده کردن مادرشان را فاش میکنند و به Rosé هشدار میدهند که احیای دوستپسرش Cain نتایج فاجعهبار مشابهی خواهد داشت. Cornello برای راندن آنها به آنها حمله میکند، سپس سایهای از Cain را نمایش میدهد تا Rosé را آرام کند و پیش از آنکه به شهروندان دستور دستگیری برادران را بدهد. Ed فلز را به شکل Al متامورفیز میکند، به طوری که خودش دستگیر میشود. Cornello ساعت جیبی Ed را مصادره میکند، باور دارد که این ساعت امکان جادوی بدون دایره را فراهم میکند. او Rosé را در حال بازدید از Cain میگیرد و سایه را به عنوان یک کیمرا پرنده فاش میکند و او را برای خوردن رها میکند. Al درست به موقع او را نجات میدهد. Cornello نقشه خود برای تسلط بر جهان با استفاده از Lior را فاش میکند، که Al آن را در سراسر شهر پخش میکند. Ed با استفاده از جادوی برتر Cornello را شکست میدهد اما کشف میکند که سنگ فیلسوف جعلی است. Rosé با Elrics روبرو میشود، استدلال میکند که افشای آنها بیشتر از فریب Cornello آسیب رسانده است، که Ed را به ایستادن بر پای خود ترغیب میکند. در حالی که Elrics در حال ترک هستند، Lust و Gluttony با کشتن Cornello و جایگزینی او با Envy که به شکل Cornello واقعی است، طرح خود را نجات میدهند.
3EP 3الریکها جادوی شیمی را از پدرشان میآموزند، با مرگ مادرشان روبرو میشوند و با نتایج فاجعهباری تلاش به جادوی شیمی انسانی میکنند.
۲۶ مهر ۱۳۸۲فلشبکی که به اپیزود نه میرسد، آموزش اولیه جادوی شیمی الریکها تحت نظر پدر غایبشان، Hohenheim of Light را شرح میدهد. پس از نمایش مهارتهایشان به دوستشان Winry Rockbell و مادرشان Trisha، برادران او را به دلیل بیماری ناگهانی از دست میدهند و قسم میخورند که او را زنده کنند. آنها تحت نظر یک جادوگر شیمی ناشناس تمرین میکنند و سپس به جادوی شیمی انسانی دست میزنند که با شکست فاجعهباری مواجه میشود. ادوارد پای چپش را از دست میدهد و آلونس کل بدنش را از دست میدهد. برای نجات برادرش، ادوارد دست راستش را فدا میکند تا روح آلونس را به یک زره متصل کند. Roy Mustang پس از دریافت نامهای درباره پدرشان میرسد و عواقب را مشاهده میکند. او تلاش میکند آنها را به عنوان جادوگران شیمی دولتی استخدام کند، اما Pinako Rockbell او را دور میکند. ادوارد برای اندامهای اتومیل پرداخت میکند و تصمیم میگیرد جادوگر شیمی دولتی شود تا به کتابخانه دولتی دسترسی پیدا کند و آلونس را بازگرداند. برادران خانه کودکیشان در Resembool را میسوزانند تا به جلو حرکت کنند.
4EP 4fillerالها investigating alchemist Majhal and a zombie killing villagers in Central region
۳ آبان ۱۳۸۲Edward و Alphonse Elric visit alchemist Majhal after finding his name in their father’s letters. Villager Clause claims a zombie murdered her sister and begs for revenge, though Ed doubts the story. Majhal reveals the zombie is his former lover Karin, who supposedly died years ago. The brothers uncover that Majhal has kidnapped village girls to attach their souls to mannequins resembling Karin, targeting Clause next. They learn Karin survived but lost her memory and aged. When she returns, Majhal rejects her true form due to his obsession. He attacks Ed, but his weapon accidentally kills him. Clause resumes her feminine appearance, and the brothers depart for Central.
5EP 5الریکها با تروریستهای قطار دزدی به رهبری بالد روبرو میشوند در حالی که سرهنگ هیوز در نجات گروگانها کمک میکند.
۱۰ آبان ۱۳۸۲ماستنگ از الریکها میخواهد که سوار قطاری در حال حرکت شوند که پس از آن توسط تروریستهای تحت فرمان بالد دزدیده میشود. این گروه ژنرال هاکورو و خانوادهاش را به گروگان میگیرند و آزادی رهبر زندانیشان را مطالبه میکنند. الریکها در برابر تصرف قطار مقاومت میکنند و توسط سرهنگ مایز هیوز در شکست دادن بالد و نجات هاکورو یاری میشوند. با ورود نیروهای نظامی، دستگیری گروگانها آغاز میشود. اگرچه بالد در ابتدا فرار میکند، اما ماستنگ با استفاده از تواناییهای جادوگر شعلهور او را مهار میکند. پس از این حادثه، ماستنگ فاش میکند که هاکورو به اد اجازه ویژهای برای شرکت در آزمون جادوگر دولتی داده است. اد از این خبر تعجب کرده و ناراحت میشود و مشکوک است که ماستنگ موقعیت را دستکاری کرده تا این فرصت را برای او فراهم کند.
6EP 6الها برای آزمون آلchemist دولتی آماده میشوند و در خانه آلchemist خیاط و خانوادهاش اقامت دارند.
۱۷ آبان ۱۳۸۲ادوارد و آلفونس الها در خانه شو تاکر، آلchemist خیاط، اقامت دارند و با دخترش نینا و سگش الکساندر دوست میشوند. هیوز و گراسیا جشن تولد اد را برگزار میکنند و گراسیا در این میان الیسیا را به دنیا میآورد؛ این اتفاق به اد اجازه میدهد تا کشف کند که میتواند بدون دایره تبدیل، جادو کند. پس از آزمون کتبی، ماستنگ آلفونس را مجبور به انصراف میکند زیرا فقدان بدن فیزیکی او میتواند شکهای خطرناکی در میان مافوق ایجاد کند. اد با استفاده از هوش سریع، شجاعت و توانایی منحصر به فردش در تبدیل بدون دایره، در مصاحبه و آزمون عملی قبول میشود و تمام گروه متقاضیان آلchemist دولتی را نجات میدهد.
7EP 7اد تانکری چیمراها را بررسی میکند در حالی که با فشار نظامی و مردی زخمی ناشناس روبرو است.
۲۴ آبان ۱۳۸۲ادوارد پس از قبولی در آزمون آلکیمی دولتی، به عنوان آلکیست نظامی استخدام میشود و نشان درجه خود را از ماستانگ دریافت میکند. او تلاش میکند از تانکری درباره چیمرای سخنگویی که دو سال پیش خلق شده بود بازجویی کند، اما تانکری از پاسخگویی خودداری میکند. تحقیقات اد در کتابخانه دولتی متوقف میشود و بریگادیر ژنرال باسک گرانند دستور توقف او را میدهد که الریکها را مجبور به ترک خانه تانکری میکند. با این حال، آنها به آزمایشگاه زیرزمینی که تانکری در آن چیمرای جدیدی را برای پاس کردن معاینه سالانهاش ساخته است، سر میزنند. اد نتیجه میگیرد که تانکری همسرش را برای چیمرای اول و اکنون نینا و الکساندر را برای چیمرای جدید استفاده کرده است. تانکری اد را به گناه متهم میکند که باعث میشود اد نزدیک باشد او را بکشد، اما چیمرا مداخله میکند. پس از دستگیری تانکری، اد چیمرا را آزاد میکند که با مردی زخمی مواجه میشود که خلق این موجود را گناهی علیه طبیعت میداند. مرد چیمرا را نابود میکند و الریکها بقایای نینا و الکساندر را بر دیوار کوچه پیدا میکنند.
8EP 8اد و آل پس از مرگ نینا و دستگیری باری، به بررسی سنگ فیلسوف میپردازند.
۱ آذر ۱۳۸۲اد که از مرگ نینا ویران و از تحقیقات تاکر متنفر است، به فکر ترک کردن گروه برای یافتن قاتل نینا میافتد. آل در میان مدارک تاکر به ارجاعاتی درباره سنگ فیلسوف دست مییابد که اد را که به وجود آن شک دارد، شگفتزده میکند. همزمان، وینری در سنترال توسط باری the Chopper، یک قاتل زنجیرهای که خود را به زن زده است، ربوده میشود. اد در تلاش برای نجات او دستگیر میشود و بازوی اتومیل او دزدیده میشود. در یک نبرد ناامیانه، اد نزدیک است باری را بکشد تا اینکه آل مداخله میکند و مقامات او را دستگیر مینمایند. اد از نظر عاطفی فرو میریزد اما با جستوجوی سنگ به همراه آل موافقت میکند. ماستانگ جستوجو را با این شرط مجاز میداند که از پیشرفت کار مطلع شود. فوهرر کینگ برادلی رسماً اد را به عنوان الفکلmetal Alchemist معرفی میکند.
9EP 9ادوارد معادن زغالسنگ یوسول را بازرسی میکند و با فرمانده فاسد نظامی، سرهنگ یوکی و خدمتکارش لیرا روبرو میشود.
۸ آذر ۱۳۸۲در حالی که وینری خرید میکند، ادوارد الریک دومین مأموریت خود را برای بازرسی معادن زغالسنگ در یوسول آغاز میکند، جایی که مردم محلی به ارتش دولتی بیاعتمادند. سرهنگ یوکی، فرمانده محلی، در حال وصول مالیات در یک کاروانسرا است که باعث شورش میشود. ادوارد دقیقاً زمانی که یوکی در حال کشتن کایل، پسر صاحب کاروانسرا است، مداخله میکند. پس از آنکه یوکی با تعریف و تمجید و رشوه ادوارد را به عمارت خود دعوت میکند، کاروانسرا در غروب تخریب میشود. آلفونس کایل را از زیر آوار نجات میدهد. ادوارد با اکراه سکههای طلا را به آجرهای زغال تبدیل میکند و با استفاده از آنها، معدن را از یوکی با بهانهی انتقالی بیقیمت میخرد. سپس آجرها را دوباره به سنگ تبدیل میکند و شهر را به ساکنان به ازای یک شب اقامت در کاروانسرای تعمیرشده میفروشد. در نهایت، ادوارد خدمتکار جادوگر یوکی به نام لیرا را شکست میدهد و لقب قهرمان را کسب میکند.
10EP 10fillerElrics به پلیس Aquroya در شکار دزد جادوگر Psiren کمک میکنند در حالی که انگیزههای او را میپرسند
۱۵ آذر ۱۳۸۲پس از افشای Cornello در Lior، Elrics به Aquroya سفر میکنند و در تعقیب Psiren، یک دزد گربهای جادوگر، درگیر میشوند. رئیس پلیس محلی برادران را متقاعد میکند تا او را دستگیر کنند، اما او سه بار با ادعای اینکه برای نجات ساختمانها از تخریب دزدی میکند، آنها را فریب میدهد. با وجود التماسهای او، یک ساختمان همچنان تخریب میشود. Alphonse معتقد است که Psiren خوب است و تلاش میکند تا Edward را از دستگیری او باز دارد. Edward در نهایت Psiren را میگیرد، اما او فرار میکند. او بعداً ارزش او را به عنوان جاذبه گردشگری برای شهر در حال غرق شدن Aquroya درک میکند و نقش پیچیده او در جامعه را با وجود اقدامات جناییاش به رسمیت میشناسد.
11EP 11fillerبرادران الریک در زنونتایم به دنبال سنگ فیلسوف میگردند و با هویتهای جعلی راسل و فلچر ترینگهام دستوپنج نرم میکنند.
۲۲ آذر ۱۳۸۲ادوارد و آلفونس الریک برای یافتن سنگ فیلسوف به زنونتایم سفر میکنند. پس از نجات دختری به نام الیزا از یک واگن معدن، او آنها را به یک جشن دعوت میکند. در آنجا، آنها میفهمند که مردی به نام موگِیار در آستانه تکمیل سنگ است. برادران متوجه میشوند که دو هویت جعلی که خود را آنها معرفی میکنند، در شهر حضور دارند. آلفونس تلاش میکند برای الیزا دارو بخرد، اما مردم شهر به دلیل باورشان به جعلی بودن او، از او خرید میکنند. با این حال، هویت جعلی جوانتر که بعداً فلچر ترینگهام شناسایی میشود، دارو را برای او میخرد. آن شب، ادوارد و آلفونس دوباره به عمارت موگِیار نفوذ میکنند. هویت جعلی مسنتر که راسل ترینگهام شناسایی میشود، با آب سرخ سمی به ادوارد حمله میکند. فلچر برای نجات ادوارد مداخله میکند و فاش میسازد که این آب شهر را مسموم کرده است.
12EP 12fillerمگوار برادران ترینگهام را دستگیر میکند در حالی که الریکها تحقیقات گذشته ناش ترینگهام را بررسی میکنند.
۲۹ آذر ۱۳۸۲مگوار از برادران ترینگهام میخواهد تولید سنگ سرخ را تسریع کنند، اما راسل امتناع میورزد. مگوار پس از متوجه شدن اینکه آنها دزدی هویت هستند، آنها را دستگیر میکند. در همین حال، الریکها کشف میکنند که ناش ترینگهام پیش از ترک محل به دلیل بیماری ناشی از تحقیقاتش، آب سرخ را برای نخستین بار یافته بود. آنها همچنین میآموزند که تیم مارکوه بیماری را با روشی مرموز درمان کرده است. مگوار از الریکها دعوت میکند تا تحقیقات خود را بر روی آب ادامه دهند. پس از آزادسازی برادران ترینگهام، گروه با مگوار درباره ناش روبرو میشوند. مگوار حمله میکند اما شکست خورده و به زیرزمین فرار میکند، مسیر را فرو میریزد و منطقه را با آب سرخ پر میکند. فلچر با جادوی شیمیایی درختان را وادار میکند تا آب را جذب کنند و تهدید را خنثی میسازد. ادوارد و آلفونس پیش از سوار شدن بر قطار به سمت East City، با راسل و فلچر خداحافظی میکنند.
13EP 13ادوارد مستینگ را به دوئل برای اطلاعات درباره مارکوه و سنگ فیلسوف به چالش میکشد.
۶ دی ۱۳۸۲برادران الرک مستینگ را از تحقیقات درباره سنگ فیلسوف آگاه میکنند، در حالی که فیوری بینتیجه تلاش میکند سگ ولگردی را به سرپرستی دهد. مستینگ و هیوز با اد درباره مارکوه گفتگو میکنند تا اینکه گرند مداخله کرده و مارکوه را فراری مینامد. اد در ازای اطلاعات، درخواست بازگشایی پرونده میکند که منجر به دوئل رسمی در زمین تمرین میشود. مستینگ ادوارد را تقریباً شکست میدهد اما به دلیل تردید، اجازه حمله متقابل را میدهد. پس از توقف مسابقه، مستینگ جزئیاتی درباره مارکوه فاش میکند. در آن شب، هیوز افشا میکند که مردی به نام اسکار مسئول اعمال برادلی است. این رویداد، انگیزههای شخصی برادران الرک را با توطئه گسترده نظامی پیرامون جادوگر گمشده و اسکار مرموز پیوند میزند.
14EP 14fillerEnvy در Lior خود را به جای Cornello جا میزند و Scar Grand را میکشد و برادران الریک با Armstrong فرار میکنند
۲۰ دی ۱۳۸۲ناآرامیهای مدنی در Lior به راه میافتد زمانی که Envy با استفاده از تغییر شکل، خود را به جای Cornello جا میزند. الریکها Marcoh را پیدا میکنند که نقش سنگ فیلسوف را در شورش Ishbal توضیح میدهد و سپس ناپدید میشود. سربازان به رهبری Marcoh را دستگیر میکنند و تحقیقات او را تصاحب میکنند و برادران را پشت سر میگذارند. Scar ظاهر میشود، Grand را میکشد و هدف Marcoh را قرار میدهد. الریکها و Marcoh برای فرار به یک تونل میروند. آنها توسط Major Alex Louis Armstrong، که به عنوان Strong Arm Alchemist شناخته میشود، نجات داده میشوند و این امر به آنها اجازه میدهد تا از دستگیری و خطرات بیشتر ناشی از تعقیب Scar فرار کنند.
15EP 15آرمسترانگ هویت ایشبالی اسکار را فاش میکند و مارکو کشتار آلکمیستهای دولتی را بازگو میکند.
۲۷ دی ۱۳۸۲در جریان نبرد، آرمسترانگ فاش میسازد که اسکار یک آلکمیست ایشبالی است. مارکو کشتار ایشبال را برای آلکها توضیح میدهد و جزئیات آن را بیان میکند که چگونه آلکمیستهای دولتی به ایشبالیانی که جادو را کفر میدانستند حمله کردند. او اعتراف میکند که تحقیقاتش منجر به تلفات گسترده شد. ماستینگ پس از اینکه مجبور به کشتن دو پزشک شد که جان افراد هر دو طرف را نجات میدادند، به مارکو اجازه میدهد که از ارتش جدا شود. مشخص میشود که این دو پزشک والدین وینری هستند. مارکو از فرار به رزمبول همراه با آلکها خودداری میکند. اسکار به گروه حمله میکند، بازوی اد را از بین میبرد و به بدن آل آسیب میرساند. پیش از آنکه اسکار بتواند اد را بکشد، مارکو یک سنگ قرمز به سمت او پرتاب میکند که باعث جذب دردناک به بازوی خالکوبیشدهاش میشود. اسکار در میان تقویتکنندههای نظامی به فاضلاب فرار میکند، در حالی که منشی فوهرر مارکو را به مکانی امن میبرد.
16EP 16آرمسترانگ برادران الریک را برای تعمیرات به رزمبول میبرد در حالی که لست مارکوه را هدف قرار میدهد.
۴ بهمن ۱۳۸۲آرمسترانگ برادران الریک را برای تعمیرات به رزمبول میبرد، اما لست در پناهگاه امن مارکوه به او حمله میکند و او را مجبور میکند محل تحقیقات بر روی سنگ جادو را فاش کند و سپس او را با گلاتونی میکشد. در قطار، اد و آرمسترانگ متوجه میشوند که آل در ایستگاه قبل جا مانده است. آرمسترانگ صبر را توصیه میکند، اما اد خشمگین شده و او را ترک میکند. اد سپس توسط دختری مورد حمله قرار میگیرد که پای اتومیل او را میدزدد. پدربزرگ او پای را بازمیگرداند و توضیح میدهد که زخم شورش ایشبال خود را به عنوان یادگاری نگه میدارد. در همین حال، آل توسط پسری ربوده میشود که قصد غارت یک عمارت دشمن را دارد. آل با ادعای اینکه زرهی مسکون است، پسر را میترساند. برادران الریک دوباره متحد میشوند در حالی که آرمسترانگ آنها را میگیرد و به سمت قطار در حال حرکت میدود.
17EP 17بازگشت الریکها به رزمبول برای تعمیر اد و بازیابی بدن آلفونس
۱۱ بهمن ۱۳۸۲الریکها و آرمسترانگ به رزمبول بازمیگردند و پیناکو متعهد میشود که اد را ظرف سه روز تعمیر کند. آرمسترانگ در دوران بهبودی به وینری و پیناکو کمک میکند. برادران به سنگ قبر مادرشان میروند و خاطرات کودکی را مرور میکنند. آلفونس از فراموشی تدریجی خاطرات نگران است، اما آرمسترانگ تنش را کاهش میدهد. اد پس از دریافت دست و پای جدید، با استفاده از جادوگری، بدن زرهی آلفونس را از بقایای خردشده بازسازی میکند. پس از این تعمیرات، برادران و آرمسترانگ برای یافتن تحقیقات مارکوه به سمت سنترال حرکت میکنند.
18EP 18برادران الریک یادداشتهای رمزگذاریشده را رمزگشایی میکنند تا بفهمند سنگ فیلسوف به جان انسانها نیاز دارد
۱۸ بهمن ۱۳۸۲لست در کتابخانه دولتی به دنبال تحقیقات مارکو میگردد و پیش از مواجهه با اسکار، که متوجه میشود او و گلاتونی هومونکولی هستند، ساختمان در آتش میسوزد. برادران الریک پس از کشف اینکه شعبه کتابخانه ویران شده، با محافظان جدیدشان، سرجنت دنی بروش و سروان دوم ماریا روس، ملاقات میکنند. آنها جستجویی گسترده برای منابع دیگر انجام میدهند که آنها را به شسکا، کارمند اسناد سابق که به خاطر مطالعه بیش از حد اخراج شده، میرساند. شسکا فاش میکند که تمام آثار مارکو را به خاطر سپرده و برای برادران کپیهای دستنویس تهیه میکند. متن از کدی شبیه به یک کتاب آشپزی استفاده میکند. پس از چند روز تلاش برای رمزگشایی دادههای پنهان، برادران کشف میکنند که تولید سنگ فیلسوف به جان انسانها نیاز دارد.
19EP 19برادران الریک آزمایشگاه مخفی را پس از آگاهی از اجزای سنگ جادو بررسی میکنند
۲۵ بهمن ۱۳۸۲کشف اجزای واقعی سنگ جادو برادران الریک را به شدت آشفته میکند و آنها را تا مرز رها کردن مأموریتشان میبرد. راس آنها را به پایداری تشویق میکند که منجر به کشف یک آزمایشگاه متروکه نزدیک زندانی میشود که برای جمعآوری مواد خام استفاده میشد. برادران برخلاف دستورات بروش و راس، به صورت مخفیانه برای بررسی وارد تأسیسات میشوند. در همین حال، اسکار به خوابگاهها حمله میکند و قبل از تعقیب آنها، از مقصدشان آگاه میشود. اد در داخل از طریق کانالهای هوا عبور میکند و از چندین تله دوری میکند تا اینکه با نگهبان امنیتی شماره ۴۸ مواجه میشود. همزمان، آل در بیرون توسط نگهبان دیگری به نام شماره ۶۶ مورد حمله قرار میگیرد.
20EP 20برادران الریک با نگهبانان زرهپوش و یک قاتل سریالی روبرو میشوند در حالی که آل به وجود خود شک دارد.
۲ اسفند ۱۳۸۲برادران الریک کشف میکنند که نگهبانان، روحهایی هستند که به زرههای خالی پیوند خوردهاند. ادوارد با شماره ۴۸، قاتل سریالی به نام Slicer، میجنگد، اما بازوی اتومیل او به دلیل فراموش کردن یک پیچ کوچک توسط Winry از کار میافتد. او با دو برادر روبرو میشود که برادر کوچکتر بدن را کنترل میکند. ادوارد با استفاده از تکنیک تخریب Scar پیروز میشود اما از کشتن آنها خودداری میکند، زیرا آل را در موقعیت آنها میبیند. در همین حال، آل متوجه میشود که شماره ۶۶، Barry the Chopper است. Barry پیشنهاد میکند که آل هرگز واقعاً وجود نداشته و فقط عروسکی ساخته شده برای Ed بوده است. آل این امکان را مرور میکند و به یاد میآورد که Ed از گفتن چیزی به او میترسیده است.
21EP 21fillerاسکار برای نجات آل وارد عمل میشود و باعث انفجار مواد منفجره باری و آزادی گرید میگردد
۹ اسفند ۱۳۸۲اسکار به آل در شکست باری کمک میکند که این امر باری را وادار به انفجار مواد منفجره و رهاسازی گرید و سایر زندانیان میکند. اسلایسر مسن موافقت میکند که اد را به آزمایشگاه همراهی کند، اما اسلایسر جوان پس از اینکه اد او را انسان خطاب میکند، مهر و موم خون خود را میشکند. سولف ج. کیمبل، آلمیکست سرخ، و سایر زندانیان فریب گرند جعلی را میخورند و باور میکنند که آنها مواد تشکیلدهنده سنگ جواهر فیلسوف هستند. اد و اسلایسر با حملات کیمراهای جهشیافته مواجه میشوند تا اینکه تاکر که مرگ ساختگی خود را پشت سر گذاشته و به کیمرا تبدیل شده است، حمله را متوقف میکند. در همین حال، آل و اسکار به عمق تأسیسات سفر میکنند، جایی که اسکار برادرش و ایشبال را به یاد میآورد و سپس با لست و گلاتونی رویارو میشود که آنها را همونکولوس میشناسد. تاکر اد را در آزمایشگاه راهنمایی میکند و فرصتی را برای اد جهت ساختن سنگ جواهر فیلسوف آشکار میسازد.
22EP 22fillerهیوز عملیات نجات نظامی برای آلکها را رهبری میکند در حالی که انوی اد را تحت فشار برای ساختن سنگ جواهر قرار میدهد
۱۶ اسفند ۱۳۸۲هیوز یک لشکرکشی نظامی برای نجات آلکها از آزمایشگاه پنجم سازماندهی میکند، با برادلی که به مأموریت میپیوندد. انوی، که خود را به شکل گرند درآورده است، مواد انسانی جمع میکند و اد را مجبور میکند تلاش کند تا سنگ جواهر را متلاطم کند. کیمبلی انفجاری را راه میاندازد که زندانیان را به اتاق پایین میاندازد. اد آنها را بازجویی میکند، که منجر به یک درگیری کوتاه با انوی میشود قبل از اینکه لست مداخله کند. لست آل را به گروگان میگیرد و اد را مجبور میکند تا سنگ جواهر را بسازد یا مهر خون آل را بشکند. اد در متلاطم کردن شکست میخورد، اما بدنش پس از تماس با سنگ ناقص به شدت واکنش نشان میدهد و منطقه را نابود میکند. همونکولها فرار میکنند در حالی که نظامیان حمله میکنند، و راس اد را آرام میکند.
23EP 23اِد از زخمهای آزمایشگاه بهبود مییابد در حالی که وینری برای تعمیر اتومیل به سنترال سفر میکند.
۲۳ اسفند ۱۳۸۲اِد در حال بهبودی از مجروحیتهایی است که در آزمایشگاه متحمل شده است، زمانی که راس او را برای مرگ تقریبیاش سرزنش میکند. از آنجا که اتومیل او نیاز به تعمیر دارد، اِد وینری را به سنترال سیتی فرا میخواند. هنگامی که او در ایستگاه قطار میرسد، آلفونس همچنان درگیر افکاری درباره افشاگریهای قبلی باری است. وقتی برادران از توضیح تجربیات اخیر خود به وینری خودداری میکنند، او خشمگین میرود و توسط هیوز متقاعد میشود تا در جشن تولد دخترش شرکت کند. هیوز به او توصیه میکند که مردان اغلب اطلاعات را پنهان میکنند تا دیگران را از نگرانی حفظ کنند. در پی این موضوع، آلفونس تصمیم میگیرد با ادوارد روبرو شود و از او بپرسد که آیا واقعاً دارای یک روح مصنوعی است یا خیر.
24EP 24آل پس از سکوت اد فرار میکند و با اسکار و پناهندگانی که توسط مزدوران وحشتزده شدهاند، ملاقات میکند.
۱ فروردین ۱۳۸۳آلفونس الریک پس از دریافت هیچ پاسخی از ادوارد، راه خود را جدا میکند. او با اسکار مواجه میشود که در میان پناهندگان ایشبال پنهان شده و توسط مزدورانی که خود را سربازان ارتش دولتی جا زدهاند، آزار میبینند، با حضور باری. پس از این ملاقات، برادران دوباره متحد میشوند. آنها بعداً وجود و پیوند خود را تأیید مجدد میکنند. روایت بر جدایی ناشی از شکست ارتباط، وضعیت خطرناک مربوط به سربازان نقابدار و آشتی عاطفی نهایی بین خواهران و برادران در میان آشوب تمرکز دارد. این توالی تنش بین شخصیتها و محیط آنها را برجسته میکند و در عین حال تعارض فوری را از طریق اتحاد مجدد آنها حل میکند.
عنوانهای مشابه
پرسشهای پرتکرار
- Hagane no Renkinjutsushi چند قسمت دارد؟
- Hagane no Renkinjutsushi دارای 51 قسمت است.
- Hagane no Renkinjutsushi چه سالی منتشر شد؟
- Hagane no Renkinjutsushi در سال 2003 منتشر شد.
- کدام استودیو Hagane no Renkinjutsushi را ساخته است؟
- Hagane no Renkinjutsushi ساخته استودیو bones است.
- کارگردان Hagane no Renkinjutsushi کیست؟
- کارگردان Hagane no Renkinjutsushi، Seiji Mizushima است.
- آیا Hagane no Renkinjutsushi تمام شده است؟
- وضعیت فعلی Hagane no Renkinjutsushi: پایانیافته.










