
Arigatou tte Ieta nara
I Wish I Could Say “Thank You”·ありがとうって 言えたなら
یوکاری با چالش عاطفی آشتی با مادر سختگیرش، Chieko، پس از آگاهی از ابتلای او به سرطان لوزالمعده پیشرفته روبرو است. رابطه آنها همواره با تنش همراه بوده و یوکاری درگیر کشمکشهای لجستیکی و عاطفی مراقبت از مادرش در حالی است که باید تعادل را میان کار و خانوادهاش حفظ کند. با وخیمتر شدن وضعیت سلامت Chieko، یوکاری ناچار میشود با واقعیت از دست دادن فردی که همواره قوی و مستقل بوده، روبرو شود. روایت، ارتباط strained آنها و امکان حل اختلافات پیش از آنکه دیر شده باشد را بررسی میکند.