
Kimi wo Hitomi ni Utsusanai
君を瞳に映さない
چیهارو پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه در توکیو، به خانهی خانوادگیاش، یعنی یک ریوکان (مهمانخانه چشمه آب گرم)، بازمیگردد. او به عنوان تنها پسر خانواده، انتظار میرود که مدیریت کسبوکار را بر عهده بگیرد، هرچند مهارتهای ارتباطی ضعیف او این موضوع را دشوار میکند. در طول اقامت در ریوکان، او با سونودا، یک کشتیگیر جودو مشهور که برای بهبودی در آنجا اقامت دارد، آشنا میشود. سونودو با وجود مشکلات اجتماعی چیهارو، با احترام با او رفتار میکند و با مهربانی با او برخورد مینماید. چیهارو کمکم در حضور او احساس راحتی میکند، اما پویایی رابطهی آنها زمانی تغییر میکند که سونودا مستقیماً از او میپرسد: «آیا از مردان خوشت میآید؟» چیهارو در پاسخ به این پرسش مردد و درمانده میماند.