
Niji no Jikan no Ruka
虹の時間のルカ
روکا کودکی است که در یک خانه پرورشگاهی زندگی میکند و به دلیل نداشتن بازدیدکننده مورد تمسخر قرار میگیرد. او پس از تحمل آزار و اذیت، برای جستجوی والدینش فرار میکند و با نوجوانی مواجه میشود که پس از دزدیدن سیگار در حال فرار است. او پنهان میشود اما عروسک مورد علاقهاش به نام یوهانه را جا میگذارد. وقتی متوجه فراموشی آن میشود، بازمیگردد و میبیند که پسرک آن را تمیز کرده و با یادداشتی کنارش گذاشته است. تحت تأثیر مهربانی او، روکا به زودی به خانه بازگردانده میشود و میآموزد که والدینش مردهاند. او در حالی که کنار فواره با یوهانه غمگین است، آرزو میکند که دوباره آن مرد را ببیند. رنگینکمانی ظاهر میشود و یوهانه او را به درون آن میکشد. روکا در یک باشگاه استخری زشت و ناپاک بیدار میشود که پیش از نجات یافتن توسط مردی به نام جو مورد آزار قرار میگیرد. او او را به عنوان همان پسری که قبلاً ملاقات کرده بود به یاد میآورد، اما وقتی او را سرزنش میکند، در آینه میبیند که به یک دختر نوجوان تبدیل شده است.