
Kouhii Konpeito
珈琲金平糖
میکاکو پس از یک بازی، از تیم راگبی بازندهای تعریف میکند که این کار باعث بحثی با یک دانشآموز میشود و به درگیری فیزیکی میانجامد. مردی که او را کتک میزند، برادر دوستپسرش شناخته میشود و سکوت و تنش حاکم میگردد. چند ماه بعد، رابطهاش پایان مییابد و ککی که برای او پخته بود را دور میریزد، اما کسی که داوطلب میشود آن را بخورد، مانع این کار میشود. در داستان دیگری، ریوجی و دختری که دوستش دارد، در یک ایستگاه قطعه متروکه با پدربزرگ و مادربزرگ ریوجی مواجه میشوند که جوان به نظر میرسند و او را نمیشناسند. آنها به دوران Showa سفر میکنند. در داستان دیگر، نو که آرزوی بازدید از جزایر Galapagos را دارد، برای خرید بلیط تلاش میکند اما توسط دیجی مورد علاقهاش مسخره میشود و این موضوع او را به confrontation با او وامیدارد. در نهایت، ایسوکا و کیمیشیما که به عنوان یک مزاحم شناخته میشوند، پس از ملاقات در خانه پدربزرگ مرحوم ایسوکا، پیوندی میان خود ایجاد میکنند. آنها رابطهشان را مخفی نگه میدارند، اما شایعات پخش میشود و بزرگسالان با آن مخالف هستند.